« بستن وسايل.... | Main | ماهيهاي حوض نقره را ، كشته اند ! »
June 15, 2006
زمزمه....
دوست دارم ببينمت ؛
حس ميكنم حرفهاي زيادي داريم براي گفتن ، كه بايد چشم در چشم هم دوزيم ،
بي گفتگويي ، آنها را با هم زمزمه كنيم ؛
ميدانم كه باز چشمانم پر اشك خواهد شد ، و....
اما ،
كي ديدار حاصل ميشود ،
اي تنهاترين عزيز !
Posted by parastoo at June 15, 2006 10:06 AM
Comments
اشک هایی که نباید پاک شوند.
باید دیده شوند.
Posted by: م س ا ف ر at June 16, 2006 2:44 AM
سلام پرستو جون
نوشته هات جالبند.از اینکه حرفهای دلتو راحت می نویسی خیلی خوشم امد.هر کسی این شجاعتو نداره. ممنون که من رو محرم دونستی و اجازه دادی نوشته هاتو بخونم.از این به بعد یک خواننده همیشگی به جمع طرفدارات اضافه شد.
شیدا
Posted by: sheida at August 19, 2006 3:55 PM