« نامه 2 ... | Main | به دنبال خانه ، تا نميدانم چه وقت ! »
May 17, 2006
مستجري ، ديگه نه !
حدود يك ماهي ميشه كه هيچي ننوشتم....
كلي اتفاقات خوب و بد توي اين مدت افتاده كه بدترينش اينه كه :
صاحبخونه گفته كه بايد از اينجا بلند شيم ................
اول كه گفته بود دو هفته اي تخليه كنيم ( بي انصاف !) ولي بعد از كلي مذاكره و كلي ضرر ، راضي شد كه دو هفته ديگه هم به ما وقت بده و ما 25خرداد تخليه كنيم ( باز هم بي انصاف ...! )
ما اصلا دوست نداريم كه ديگه مستجري كنيم ( مستجري ، ديگه نه ! ...مستجري ديگه نه !! ) ، همين يكسال و دو ماه بسه .
آخه ما چطوري ميتونيم توي كمتر از يك ماه ، هم خونه پيدا كنيم ، هم بخريمش ، هم تميزش كنيم و مرتبش كنيم ، هم وسايلمونو جمع كنيم ، هم جابجا بشيم ، هم ...........................
واي ...........خيلي كلافه و نگرانم. من و يار از فكر و خيال ، شبها خواب درست و حسابي نداريم.
دعا كنيد هرچه زودتر از اين موقعيت ، جان سالم بدر بريم.
يعني تا ماه ديگه اين موقع ، ما توي خونه خودمون هستيم ؟! يعني خونه دار ميشيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
آخه اين چه وضعيه ! هر چقدر هم ميگرديم خونه خوب و مناسب پيدا نمي كنيم ! .....يعني ما صاحبخونه ميشيم ؟؟!!
«نتيجه اخلاقي اينكه : اصلا مستجري خوب نيست و بايد خونه داشت تا گير صاحبخونه عجول و بي انصاف نيفتاد ، و كلافه نشد ، تا توانست شبها خوب خوابيدو خوابهاي آشفته نديد !!»
Posted by parastoo at May 17, 2006 12:03 PM
Comments
سلام؛ اولا اگر كمكي از دست ما برمياد، در خدمتيم.
دوم هم اينكه اميدوارم يك خونه خوب و قشنگ پيدا كنيد.
Posted by: مجيد at May 17, 2006 5:27 PM
سلام
دلیل قانع کننده ای بود برای یک ماه غیبت
در هر صورت من هم امیدوارم هرچه زودتر کارتون درست
بشه و یه خونه خوب براتون آماده بشه.
Posted by: م س ا ف ر at May 18, 2006 1:46 AM