« نامه 1 | Main | برف ميبارد ... »

January 5, 2006

ميخواهمت !

ميخواهم ترا احساس كنم؛
تمام وجودت را، حست را ، فكرت را، جسمت را ، عشقت را ، قلبت را ...
ولي شبها آنقدر خسته از كار مي آيي ، كه حتي حس گفتگو هم نيست ؛
نگران اين همه خستگي توام،
نگران حالتم كه به گمانم در شرف سرما خوردن است؛

خودت را خوب بپوشان ، ماهي قرمز عشق!

Posted by parastoo at January 5, 2006 1:23 PM

Comments

روح سرما ورده از امفولانزای مرعی هم بدتره

Posted by: sadaf at January 6, 2006 12:43 PM

سلام.نگران نباش، ممکنه دوره ی سرما خوردگیش طول بکشه اما خب بالاخره خوب میشه.

Posted by: ماه فی at January 6, 2006 3:32 PM