« زنداني | Main | اسب سفيد »
December 5, 2005
رها...
اناري را كه از حوض نقره گرفته بودم،
در اوج حضورش ، ناغافل خود را رها كرد و...
مرا در حسرت داشتنش ، باقي گذاشت...!
Posted by parastoo at December 5, 2005 10:19 AM
Comments
سلام
ممنون که سر زدی بازم بیا خوشحال میشم.وبلاگ زیبایی داری خیلی خیلی...
Posted by: پرستو at December 5, 2005 1:03 PM